
متن مداحی
مادر مگه چند سالته، آرزوی مردن نکن زخم در رو پر و بالته،فکر پر کشیدن نکن دعام اینه که خوب خوب بشی دوباره خونمونو شاد کنی باید بمونی تا یه روز بیاد داداش حسنمو دوماد کنی خونه بی تو بیروحه، بی تو شبها تاریکه از نگاهت معلومه، وقت رفتن نزدیکه مادر مگه چند سالته، آرزوی مردن نکن زخم در رو پر و بالته،فکر پر کشیدن نکن پیچیده تو تمومه شهرمون حکایت تو و شهامتت ولی حالا که توی بستری کسی نیومده عیادتت تا چشاتو می بندی، بابا انگار می میره انتقام اشکات و، کی برامون می گیره مادر مگه چی دیدی که، این جوری زمین گیر شدی صورتت چه پریشون شده، یک شبه چقدر پیر شدی دعام اینه که خوب خوب بشی دوباره خونمونو شاد کنی باید بمونی تا یه روز بیاد داداش حسینمو دوماد کنی داداش حسنمو ببین تو خواب چه حرفای عجیبی می زنه مگه چی دیده توی کوچه ها با ما داره غریبی می کنه نیمه بازه چشم تو، نیمه شبها بیداری سرد خونه اما تو، مثل آتیش تب داری مادر چرا مونده هنوز، خاک کوچه رو چادرت خونمون تو سکوته ولی، گریه می کنه دخترت مادر مگه چند سالته آرزوی مردن نکن زخم در رو پر و بالته فکر پر کشیدن نکن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.