
متن مداحی
مادر وای مادر 4 مادر ببین ای ماه امشب یک ستاره نشسته بر سر خاکت دوباره زیارت آمدم آوردم امشب برایت چادر و یک گوشواره ز بس ماندم خموش و لب گزیدم دلم زین سوختن شد پاره پاره من از کوچه به بابایم نگفتم خودش فهمید از آن گوش پاره مادر وای مادر 4 مادر تو که نیستی توی خونمون شده چشمام دو کاسه ی خون شبیه تو دعا میکنم عجلم رو خدا برسون مرگم و می خوام از خدا وقتی رد میشم از اون کوچه ها زنده می شه یاد سیلی پیش من زدی دست وپا گفتی هچی من نگم به بابا از اون روی سرخ و نیلی مادر وای مادر 4 مادر نیمه شبها که خواب ندارم چادرت رو میرم می آرم توی گریه خاکاشو همش روی دو تا چشام میذارم یادمه هنوز مادرم بودی پیش این چشای ترم روی خاک کوچه تنها گریه کردم ولرزیدم وقتی خاکا رو تکوندم دیدم چادر پر بود از رد پا مادر وای مادر 4 مادر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.