
متن مداحی
مادر که زمین خورد، علی هم به زمین خورد ای وای از آن میخ در و قد کمانی وای من و وای من و وای من میخ در و سینهی زهرای من در وسط کوچه تو را میزدند کاش به حای تو مرا میزدند ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم دیده از دیدار رخسارش منوَر داشتیم هر کسی جسم عزیزش روز بردارد ولی ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا یکی از ضرب دست و آن ز دیوار بد زدنت جلو چشای حسنت نائلة الجسم شدی و چقدر میلرزه بدنت درد میکشید همش آه سرد میکشید تو هر چی درد داری و از قنفض نامرد میکشی صدای در دری که تو شعله سوخت دری که یه میخ و توی سینه دوخت صدای جیغ توی خاکستر و دود کی میدونه چی تو دست فضه بود بابا با اشک، داره فریاد میزنه این زنی که میزنید زن منه مادرم دلشکسته میخوابید با سر نیمه بسته میخوابید میشد از درد خسته میخوابید اکثراً نشسته میخوابید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.