
متن مداحی
ماه را در مسلکِ شب میکند معنا حسین در دل تاریکی دنیا، چراغ ما حسین وقت اوج بیکسی، پشت مرا خالی نکرد وقت تنهایی به دادم میرسد تنها حسین یک به یک ما را حسین آورد و با هم دوست کرد تک تکِ ما قطرهایم و حضرت دریا حسین زحمتش را او کشید و رحمتش بر ما رسید خون خود را خرج کرده پای خیلیها حسین کُلُّهُم نورٌ عَلی نورند معصومین ما بین این اربابها، ارباب بیهمتا حسین سنگ و چوب خانهی ما عطر سیبش را گرفت آنقدر زیر لبش میگفت بابا یا حسین روضهی رضوان بدون روضه مثل دوزخ است اصل جنّت مجلس گریه است، آن هم با حسین قدردانی کردن از هر سینهزن با فاطمه است ایستاده پیش در با مادرش زهرا، حسین آی نوکر، اربعین را از حسن درخواست کن رد نخواهد کرد حرف این برادر را حسین هر زمانی گیر کردم، گفتم: یا حسن تا گره را وا کند از کار من درجا حسین کوچه و بازار ناموس علی را زجر را داد خواهری فریاد میزد: آه و واویلا حسین * * * * من باعث این دیدهی تر را نمیبخشم این داغ سنگین مکرّر را نمیبخشم من نیزه و شمشیر و خنجر را نمیبخشم شمر و سنان و کلّ لشکر را نمیبخشم من از طناب، از ناقه، از زنجیر بیزارم از حرمله بیزارم و از تیر بیزارم یادم نرفته حال و روز کاروان بد بود همصحبتی با مستهای بدهان بد بود طرز نگاه این و آن بر خواهران بد بود بدتر از اینها خندههای ساربان بد بود با چوب میزد ناقهی من را تکان میداد حالا پس از سیسال غرق اضطرابم من با گریهی نوزادها یاد ربابم من دلخور از این گرما و از این آفتابم من شب آمده، امّا نمیخواهم بخوابم من درخواب میبینم که در گودال هستند، آه بر سینهی بابای مظلومم نشستند، آه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.