
متن مداحی
ماییم ما دو آینه روبروی هم تابانده اند صورت ما را به سوی هم تا خیره می شویم به هم با نگاه مان وا می کنیم پنجره ها را به روی هم من مرد روز رزم و تو بانوی اشک شمع نوشیده ایم سر خدا از سبوی هم سر خم نمی کنیم مگر پیش پای عشق عالم نمی خریم به یک تار موی هم قران نزول قدر تو ایمان قبول من یا ایهاالذین هم و آمنوی هم دریا ندیده است نمی فهمید این کویر ما غرق می شویم چرا در وضوی هم قهر است شهر با من و تو مثل نی ببین پیچیده بغض غربتمان در گلوی هم نه دست بسته ام و نه بازوی خسته ات طاقت نداشتند بیایند سوی هم اشک غریبی چکیده بوی جدایی وزیده معلومه از حال و روزت شب شهادت رسیده نفس بکش نفس بریده فاصله افتاد تو نفس هات نفس بکش نفس بریده که داره بسته می شه چشمات خمیده سر بلندی وقتی میبینم می خندی ولی میدونم سه ماهه سرت رو از درد می بندی میخوام بگم پیشم بمونی ولی می دونم نمی تونی برو ولی تو با فراقت دل علی رو می سوزونی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.