
متن مداحی
ما باده در پیالهی عمار میخوریم پای بساط میثم تمار میخوریم عمری به خرج حیدر کرار میخوریم خرده نگیر بر در و دیوار میخوریم این عرف شرعی است به مقدار میخوریم مااییم و جرعههای به پیمانه ریخته مُشتی خراب بر درِ میخانه ریخته سلطان طوس باده کریمانه ریخته با اینکه رعیتیم چه جانانه ریخته شاهانه از خزانهی دربار میخوریم آخر دعای اهل نظر مستجاب شد آخر جناب شیخ ز مسجد جواب شد زاهد گریخت در وطنم انقلاب شد انگورهای ری همه وقف شراب شد یک جرعه هم به نیت مختار میخوریم ما حرف باده را سر منبر کشیدهایم بر چشم گریه، سرمهی ساغر کشیدهایم هر چه کشیدهایم ز دلبر کشیدهایم حالا که ما به مالک اشتر کشیدهایم پس یا علی سلامتی یار میخوریم علی علی ندهد فرصت گفتار محتاج کریم گوش این طایفه آوای گدا نشنیده ایوان نجف عجب صفایی دارد حیدر بنگر چه بارگاهی دارد سر کوی بلند فریاد کردم علی شیر خدا را یاد کردم امیرالمومنین یا شاه مردان دل ناشاد ما را شاد گردان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.