
متن مداحی
(ما حُبّ علی را به دو عالَم نفروشیم) ۲ این گنج مراد است به دِرهم نفروشیم از خِرمنِ اَلطاف علی نانِ جویی را در سفرهی گسترده حاتم نفروشیم غرقیم به بحر کَرَم ساقی کوثر یک قطره از این بحر به زمزم نفروشیم ما گَرد و غبار قدمِ قنبر او را بر افسر شاهَنشَهیِ جمع نفروشیم داغی که مظلومیِ او بر جگر ماست زخمیست که تا حشر به مرهم نفروشیم پروانهی پر سوختهی شمع ولاییم این سوز به صد عِیشِ دمادم نفروشیم گفتار علی چشمهی فَیّاض کمال است یک جرعه از این چشمه به صد یَم نفروشیم ********* نزدیک مغرب است خدایا چه میشود کشتی شکستخوردهی طوفان چه میشود از لالههای خونِ جراحاتِ زخمِ عشق مقتل ز عمق فاجعه دریاچه میشود با چکمههای بند نبسته رسیده شمر با زخمهای سینه بابا چه میشود قاتل ز بس برید از نفس فتاد ای سر بریده بعد تو با ما چه میشود ای کشته فتاده به صحرا حسین من ای میوهی رسیده زهرا حسین من آن کهنه پیرهن که خودم بافتم چه شد ای بانیِ قیامت کبری حسین من یادش به خیر شانه زدنهای موی تو ای صاحبِ شفاعتِ عُظما حسین من چشمت زدند عاقبت این هرزه چشم قربانیِ حسادتِ دنیا حسین من زینب رسید و خاطرهها را مرور کرد از بین نیزه شکستهها عبور کرد آهی کشید و گفت أنت اَخی حسین اینجا گریز روضهی ما جفت و جور کرد بشنید یا «اُخَیَ اِلَیَّ صبور باش دل را به امر حنجر پاره صبور کرد در آخرین دقایق گودال قتلگاه هر نیزهای به گونهای عرض حضور کرد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.