
متن مداحی
ما سیر میشیم از اشک به مولا نه بگن برو، میریم از اینجا نه خیلی ها دیگه بین مون نیستن ما زنده ایم محرمت یا نه جدا نکن ما رو از این بزم ماتم یه یا حسین دیگه بگین زیر پرچم صفای دیگهای داره گریه با هم دلخوشیم به روضه ی تو مهربون به اجل بگو نیاد سراغمون یه دهه دیگه باشیم تو روضتون ***** فرمود: حسینم، به خدا مسخره کردند گفتند مگر ساقی کوثر پدرت نیست گفتم که مکِش منت این حرمله ها را حیف از تو و دریای غرور پسرت نیست حالا که مرا می بری از شیر بگیری یک لحظه ببین مادر من پشت سرت نیست؟ دیدی غمت امونمو برید کارم به مجلس شراب کشید هر کاری که میشد برات کردم دست از سر تو بر نداشت یزید ***** من نبودم با خیزرون تنها موندی با دندون شکسته ات قرآن خوندی آتیش شدی کاخ یزیدو سوزوندی زدنت غریب گیرت آوردنت زدنت به دست چوب سپردنت ****** این طور نمی شود بیاید بزند بین اگر و باید و شاید بزند هرکس وسط معرکه آید بزند امروز یزید را ادب خواهم کرد بابایِ مرا کسی نباید بزند ***** دخترت نیستم از طشت خلاصت نکنم دختر شاه فداکار شدن هم دارد بی سبب نیست که با دست به دنبال توام چشم خون لخته شده،تار شدن هم دارد ***** دختری را پدری کو به دلارائی تو روح من تازه شد از لعل مسیحائی تو شبی آمد که به ما سر بزند دختر شام ذکر خیر تو شد و صحبت آقائی تو بس که از مِهر و وفای تو برایش گفتم مات و مبهوت شد از شیوه ی بابائی تو با وفا بوده خدا خیر به راهب بدهد شستشو داده دو چندان شده زیبائی تو بی وفا بوده عجب خیر نبیند خولی خاک پاشیده به آئینه ی زهرائی تو لب پائینی تو لطمه فراوان دیده ناگزیرم که ١ببوسم لب بالائی تو ***** در مدینه که کنارم خفتی یاد دارم که به من می گفتی دخترم هر که بخواند قرآن خلق بوسند لبش از احسان پس چرا لعل لبت خونین است مزد قرآن تو آیا این است ***** ز راه آمده از خانهی خدا برگرد اگر که نامه نوشتم بیا، نیا برگرد تورا به حیدر کرار بگذر از کوفه برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد اگر به کوفه بیایی رُباب می بیند که می رود سر ِ طفلش به نیزه ها برگرد برای قامت اکبر ٬ دو تا عبا بردار که جا نمیشود این تن به یک عبا برگرد خدا به خیر کُند شمر چکمه پوشیده در انتظار ِ تو اِستاده بی حیا برگرد صلی الله علیک یا اباعبدالله..
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.