
متن مداحی
مثل آفتاب لب بوم شدی پر دردی ولی آروم شدی میریزه اشکای دونه دونمون آخه تو داری میری از خونمون منو جا میذاری با چار تا یتیم تو بگو بیتو باید چی کار کنیم روی پای باباشون سر میذارن بچهها به مادر احتیاج دارن نمیتونم ببینم که دمبهدم بیهوش میشی آروم آروم میسوزی پیش چشام خاموش میشی جون زینب دوباره چشاتو واکن و ببند آسمون ابری تره یا چشم این خونه نشین منو تنها نذاری، روی دلم پا نذاری چه جوری دلت مییاد، حیدر و تنها بذاری
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.