
متن مداحی
بس که این روضهی تو دیدهی تر داده مرا آب بر آتش دل، شوقِ شرر داده مرا از دو سر سود برَد هرکه تو را گریه کند غیر از این، هرچه دهد سود، ضرر داده مرا گریهآباد شدم، خیر ببیند آنکه از دمِ محفل اشک تو گذر داده مرا از سر زلف تو انگار گذر کرده نسیم کز دلِ زینب سرگشته خبر داده مرا قطرهای اشک سرازیر شد از دیدهی من مادرت در عوض، کوه گوهر داده مرا رمضانهای من از ماهِ محرم گل کرد گریهی هر شب تو فیضِ سحر داده مرا اشتیاق حرمت بارِ سلوکم بخشید عطشِ کربوبلا سوی تو پر داده مرا فاطمه گفت: بُنَیَّ دل من ریخت بههم نالهی مادر تو سوزِ جگر داده مرا دمِ ایوانِ طلا برگهی من امضا شد از نجف، شاه نجف اذنِ سفر داده مرا اربعین من ز نجف، کربوبلا میگیرم پدرت رخصتِ دیدارِ پسر داده مرا به حسین ابن علی پایِ علی میمانم با علی، فاطمه بر نار سپر داده مرا آخر شعر، دخیلِ پرِ قنداقه شدم پسرِ کوچک تو سمتِ تو پر داده مرا لایلاییِ رباب از همه جانسوزتر است حالِ آشفتهی او حالِ دگر داده مرا گفت: تا دید دلم، میوهی نوبر میخواست سرِ سرنیزه در این فصل ثمر داده مرا شیر در سینهی من آمده، اما چه کنم؟ جایِ قنداقهی تو حرمله سر داده مرا نیزهگردانِ تو بد با دلِ من بازی کرد بهرِ هر بار تکان، خونِ جگر داده مرا ******* ای کمالِ شهادتِ مظلوم سندی بهرِ غربتِ مظلوم یادِ جان دادنِ تو میافتم هر کجا هست صحبتِ مظلوم خونِ تو بعدِ ماجرای حسن شد خضابی به صورتِ مظلوم قبرِ تو روی سینهی پدر است تربتت گشته تربتِ مظلوم ******* تا گلِ روی لبت میترکد، گریه مکن گلِ من، قهر مکن با من و بد گریه مکن صورت تو زده خشکیِ چقدر، مادر جان آتشی بر دل من اشکِ تو زد، گریه مکن به فدای قدِ ششماههی تو میترسم ترکِ پلکِ تَرَت باز شود، گریه مکن بندِ قنداقِ تو انگار که پاره شده است پاره شد بندِ دلم زیر لگد، گریه مکن چند روزیست که مردی شدهای بهرِ خودت که بزرگیِ کسی نیست به قد، گریه مکن اینقدر چنگ مَکِش روی خراشِ قلبی شاید این سینه کمی شیر دهد، گریه مکن باورم نیست ببُرد ز گلویت دلِ من باورم نیست که حَلْقَت بدرد، گریه مکن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.