
متن مداحی
مثل عکسی که میان قاب لذت میبرد چشم تو دارد از این محراب لذت میبرد این که گاهی چهرهات را ماه میخوانیم ما بیشتر از هرکسی مهتاب لذت میبرد تا تو هستی توی خیمه بچهها از بازی و توی گهواره علی از خواب لذت میبرد هی تو دستت را به هم دادی و شکل تاب شد هی رقیه دارد از این تاب لذت میبرد آمدی تا اذن میدان را بگیری از پدر عمه را دیدم از این آداب لذت میبرد یک قدم برداشتی کُشتی پدر را قبل رزم پس قدم بردار که ارباب لذت میبرد از لب خشک پدر آن جور لذت بردهای که لب خشکیدهای از آب لذت میبرد آه ماهیگیر وقتی طعمهاش را صید کرد دیگر از بازیِ با قلاب لذت میبرد ارباً اربا گشتهای این آخر کار تو نیست از صدای استخوان قصاب لذت میبرد شاعر: مهدی رحیمی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.