
متن مداحی
مثل مادرِ تو، شده دختر تو ضربِ سیلی، رخ نیلی، شده قسمتِ من ای پدر جان، دیده وا کن یک نگاهی بر منِ دلخون و خسته کن تماشا، حال زارم مثل زهرا، مادرت پهلوم شکسته چشم بگشا، نورِ دیده گرد غربت، بر سرم بابا نشسته از کنار پیکر تو آمدم در شام ویران دست بسته بین این اسارت، معجرم به غارت دیده پر نم، قامتِ خم، شده قسمتِ من زار و گریان، دل پریشان کنج این ویرانهام، چشم انتظارم کن نگاهی حالِ زارم این سه ساله گشته از جان بیقرارم دوست دارم ای حبیبم لحظهای بابا نشیند در کنارم تا بگویم از فراقت از غم هجران و از درد اسارت قامتم کمان شد، اشکِ من روان شد تازیانه، ظالمانه، شده قسمت من گوشِ پاره، گوشواره گشته غارت، مثل آن انگشتر تو ذره ذره، آب گشتم تا که دیدم، بر روی نِیها سرِ تو کاش امشب، ای پدر جان من بیایم چون کبوتر در برِ تو یک سوالی، نور عینم کی بریده از قفا این حنجر تو؟ کی چنین جفا کرد؟ رأسِ تو جدا کرد؟ این غریبی، این یتیمی، شده قسمت من مثل زهرا قد کمانم دست بر پهلو گرفتم، ای پدر جان مثل زهرا گشته نیلی صورتم از ضربت سیلیِ پدر جان مثل زهرا تازیانه خوردم از دست خیل نیزه داران مثل زهرا دیدم عطشان خوردهام ضرب لگد در آن بیابان کن نظر بر حالم، کن دگر حلالم درد و محنت، صد مصیبت، شده قسمت من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.