
متن مداحی
محّرم اومده سلام ارباب این غمِ آشنارو دوست دارم شبایِ عشق و عاشقی اومد مجلس روضهها تو دوست دارم خوشی برای مردم دنیا دلم غم تو رو میخواد آقا بین تموم رنگای دنیا پیرن سیاه به من میاد آقا غمت عشقه غمت عشقه میخونم آقا محّرمت عشقه حسین جانم حسین جانم *** دل از دلم ربوده عشقِ تو به لطف مادرش شدم نوکر یه عمره میزنم به عشقِ تو با گریه من، به سینه و بر سر تو روضههات بزرگ شدم آقا یه عمره در جوارِ تو هستم ایشاالله با کرامَت زهرا تو محشرم، کنار تو هستم به زیرِ منّتت هستم تو ارباب و من، رعیّتت هستم حسین جانم حسین جانم *** نفس نفس به تو بدهکارم ندیدمت ولی شدم عاشق نگاهِ تو باعث و بانی شد برای نوکری بشم لایق شکر خدا ولایت حیدر بها به این دل اسیرم داد دستایِ مادرم رو میبوسم که با مُحبّت تو شیرم داد میخونم با دل بیتاب پدر مادرم فدای تو ارباب حسین جانم حسین جانم *** این شب اوّل بده یک قولی که اربعین کرب و بلا باشم از اونجا برگردمو آخر سر تو حرمِ امام رضا باشم کرب و بلات رو دوست دارم آقا یه نوکر از تبارِ ایرانم علت این عشقِ زیاد اینه کفترِ گنبدِ خراسانم گدایِ کربلا هستم به زیر دِینِ امام رضا هستم رضا جانم رضا جانم *** عالم و آدم همه مجنون و بی سر و سامونِ علی اصغر ریخته بهم تمومِ عالم رو قطرهای از خونِ علی اصغر گردش هر روز و شبِ افلاک بسته به یک گردشِ چشماشه زمینِ کربلا نبود لایق قبرِ علی تو قلبِ باباشه میخونم تا دمِ آخر گدایِ دربارتم علی اصغر علی جانم علی جانم *** هم تویِ دنیا هم تویِ محشر امید قلبِ ما علی اصغر هی عمریه که هر تپش قلبم داره میخونه یا علی اصغر مثلِ تمومِ نوکرا امشب دلم هوایِ کربلا داره برات کربلامو تو این ماه میگیرم از دستایِ شیرخواره چقدر مست و خرابم من اسیرِ عشقِ طفلِ رُبابم من علی جانم علی جانم *** طفله ولی، بین دو تا چشماش نورِ ولایت علی پیداست پرچمِ این کودکِ شش ماهه شبیهِ پرچم حسین بالاست نباشه تویِ زندگیم یک دَم میشینه تو دلم غمه دنیا حتی به انبیاء کرم داره بابُ الحوائج همه دنیا داره هیبت مثه حیدر میگیرم روزیمو از علی اصغر علی جانم علی جانم *** خدا میدونه از همون اوّل تو دلمه داغه علی اصغر عمریه که شده دلش زارم دخیله قنداقه علی اصغر محرّما همیشه تو روضه یادم میآد گریۀ مادر رو بچّه بودم که مادرم میخوند برایِ من روضۀ اصغر رو شبِ گریه، فراهم شد دلِ هر سینهزنی، پُر از غم شد علی جانم علی جانم *** یه مادری تو خیمه بیتابه دعا میخونه با دلِ مُضطر خبر نداره که تویِ میدون چی اومده سرِ علی اصغر نمیدونه که طفلِ شیرخوارش تمومِ پیکرش پُر از خون الهی که نبینه یک روزی رو نیزهها، سرش پُر از خون غمِ اصغر، غمِ عظمیست نگو طفله چون پادشه دنیاست علی جانم علی جانم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.