
متن مداحی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ مدینه شد قفسم، تا به خدا برسم یکی شده، شب و روزم شکسته پهلوی من، کبوده بازوی من و از تبم، پُره سوزم میرم به خاطر دلم میروم به سوی حاصلم میروم ولی شکسته بالم میروم به دامن سحر میروم به آخرین سفر میروم به سمت اوج عالم *** آماده ی سفرم، ستاره ی سحرم علی بیا به بر من خمیده شد کمرم، کجایی ای پدرم شکسته بال و پر من میبری ز خانهات مرا میبری مرا ای آشنا میبری به سوی دریا میبری، شبانه بدنم میبری کنار محسنم میبری مرا کنار بابا *** نهان کینه کفنم، ز دیده ی حسنم اگر نه میرود از دست غسل دهید بدنم، ز روی پیرهنم که این بدن پر زخم است خداحافظ ستارههای شب خداحافظ زمین و تاب و تب خداحافظ دل کبود زینب خداحافظ سرشک بیصدا خداحافظ غبار کوچهها خداحافظ که جان رسیده بر لب
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.