
متن مداحی
مصلحت بود، انقلاب کند گیسویش را به خون خضاب کند آیه بر نیزه خواند و آمده بود قصهی عشق را کتاب کند خواست با دوست، بی حساب شود نه! معطل نشد حساب کند با همه، خانوادهاش آمد فاتحانه که فتح باب کند آمد آنکس که در پیاش فردا خواهرش سوی تل، شتاب کند آمد آنکس که دخترش فردا چادری نیست تا حجاب کند آمد آنکس که طفل او فردا خواهش چند قطره آب کند نرسد آب و با سه شعبه کسی طفل شش ماهه را مجاب کند آه، اما حسین آمده بود کاخ تزویر را خراب کند نفس پیغمبر است این که چنین مطمئن پای در رکاب کند دست و پا در میان خون بزند غفلت و خواب را جواب کند این طرف حرّ جُعفی آن سو حر مانده هرکس چه انتخاب کند خوشبهحال کسی که جانش را نذر فرزند بوتراب کند **** حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم کنار تن بی سرت کاسهی آب گذاشتم، واویلا حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه صدا میزدم مادرت رو یا مظلوم نشون میدادم حنجرت رو یا مظلوم صدا میزدم مادرت رو ای بی کس به دامن بگیره سرت رو یا مظلوم تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم اونقدر جسارت، واویلا به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم ندیدی چشای ترم رو با غیرت شلوغی دور و برم رو یا مظلوم **** (آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید فدای سرت) (یه کنج از حرم بهم جا بده دلم تنگته خدا شاهده هوای حرم هوای بهشت ببر کربلا بجای بهشت)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.