
متن مداحی
مظلوم بودی و از آب فرات محروم بودی تنها بودی و (فکر خیمهی زنها بودی و)۲ کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من وای از شام که بغض پدرم را دارند سر هر کوچه معطل شدهام، خسته شدم چشمشان کور همه قصد تماشا دارند سر بازار که رفتیم سرم داد زدند ای اباالفضل بیا نیت دعوا دارند جگرم سوخت زمانی که رقیه میگفت: عمه جان این همه دختر همه بابا دارند (دخترانی که پس پردهی عصمت بودند) بدا به حال نجیبی که در حجاب نباشد و بزم جای نوامیس بوتراب نباشد سوار ناقه ی عریان شدن که کار زنان نیست اگر که مرد نباشد، اگر رکاب نباشد (خدا کند قدحی را که ریخت روی سر تو)۲ گلاب باشد عزیز دلم، شراب نباشد **** چرا افتاده بین ما جدایی نمیدونم کجای کربلایی منِ زینب خبر از تو ندارم (زن خولی خبر داره کجایی)۲ خبر اشک پنهونیتو دارم خبر زخم پیشونیتو دارم خبر پیرهن خونیتو دارم خبر قلب وابستمو داری خبر بغض نشکستهمو داری (خبر دستای بستمو داری)۲ من از شام بلا، آزار دیدم زمین خوردم هوا را تا دیدم همین که بین ما افتاد دوری (خودم را بر سر بازار دیدم)۲ حسین... (بیا دو آیه بخوان غم شود فراموشم)۲ (به جای خانهی خولی بیا در آغوشم)۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.