
متن مداحی
مظهرِ توحیدى و پنهان و پیداى منى انتهاى خواهش و اوج تقاضاى منى سائلِ دستِ بفرماهاى امروز توأم اعتبار سربلندىهاى فرداى منى آنچه تسکین مىدهد جان مرا یا فاطمه است من همان رودِ پر از موجم، تو دریاى منى لیلهُ القدرى، کسى هرگز نمىفهمد تو را هرچه هم بالا بیایم، باز بالاى منى در میان سجدهها بهتر تو را حس مىکنم بس که تو مثل خداوند تعالىِ منى تو همین که رد شدى از کوچۀ تاریکِ شهر با غبارِ چادرت اِنّا هَدیناى منى مرد مىخواهد که از آتش مرا بیرون کند پس یقین دارم که در محشر تو آقاى منى در قنوتِ تو یهودى نیز سهمى مىبرد چه رسد من که پىِ درد و مداواى منى مادرى یعنى همین که من گنهکارم ولى تو به فکرِ توبهاى، انگار تو جاى منى من همین که پیش تو باشم خیالم راحت است خاطرم جمع است مشغولِ تماشاى منى در ازاى نوکرى دینار و درهم رو نکن تو به تنهایى تمامِ دین و دنیاى منى در میان بسترت هم خانهدارِ حیدرى گرچه شد قدّت خمیده باز طوباى منى ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.