
متن مداحی
معصیت بین دلم آمد و تسخیرم کرد بال پرواز مرا بست زمینگیرم کرد روزگاری دل با معرفتی بود مرا چه شد آخر که خطا اینهمه دلگیرم کرد عمَلم رنگ قبولی نگرفت از بس که نفس سرگرم ریا کردن و تزویرم کرد حُبِّ دنیا عقب انداخت مرا در طلبت حُبِّ اَغیار مرا در غُل و زنجیرم کرد خواب دیدم که نجف رفتم و صحن علیام ریخت اشکم به روی گونه و تعبیرم کرد مرتضی وضع مرا تاب نیاورد و خودش پدرانه به سویم آمد و تطهیرم کرد سالها ریزه خوره خوان خدیجه شدهام کرَمش بر سر این سفره نمک گیرم کرد تشنهام شد جگرم سوخت گفت آه حسین اِقتدا بر جگرم نالهی شبگیرم کرد اولین بار حرم بر در باب القبله نظر فاطمه در خیر سرازیرم کرد هیچ جایی دلم آرام نشد جز حرمش دیدن کربُبَلا از همهجا سیرم کرد چه کنم دست خودم نیست نسوزم زِ غمش روضهی تشنگیاش زود مرا پیرم کرد فکرآن پیکر و ده مرکب و نعل تازه روز و شب در نظرم آمد و درگیرم کرد *** مَسند نشینِ عالمِ بالا خدیجه فَخر قریش و همدم طاها خدیجه اُمّالائمه مادرِ زهرا خدیجه مادر بزرگِ زینب کبری خدیجه اسلام ما مدیون اسلام خدیجهست هرجا علی گفتی پیغام خدیجهست با جان و با دل جور دلبر را کشیده با شانهاش بار پیمبر را کشیده با چشم گریان آب کوثر را کشیده با نور ایمان نور حیدر را کشیده آنگونه که تسبیح با نخ سودمند است دین خدا هم با خدیجه سربلند است او که همان اول به داد غم رسیده وقت گدایی یادش افتادم رسیده از برکت او خرجی ما هم رسیده با نیت خیرش به ما پرچم رسیده تحریم کردند از شِقاوت مَردِ او را دیدند نزدیکان بیبی تَرد او را هی مسخره کردند آهِ سرد او را مردم نفهمیدند اصلاً دردِ او را آن بانویی که کُنیه اُمّ المؤمنین داشت مثل امیرالمؤمنینش دردِ دین داشت صدیقه شد زهرا پس از مادر که رفته زهرا به مادر رفته پشت در که رفته حتماً علی را دیده بی لشگر که رفته مثل علی حیدر شده آنجا که رفته انداختند او را کنار در که میسوخت میسوخت او هم باعلی هی در که میسوخت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.