
متن مداحی
معلومه از حال و روزم پریشونم من بیشتر از اینها زنده نمیمونم این ساعتِ آخر چشمای بارونیم خوب آرومم کرده پیراهن خونیم مگه زینب میره یادش نباشه سفر پُر غمِ اون سالو؟ بگو یک روز بگو یک شب مگه میشه فراموش کنه گودالو؟ حسین جانم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم حسین جانم... **** میدیدم از بالا پائین گودالی از بس زمین خوردی زخمی و بیحالی میرفتی از خیمه خیلی گرسنهت بود چیزی نمیگفتی با اینکه تشنهت بود لبِ دشنه لبِ تشنه شنیدم که جوابت رو سنان داده شنیدم نه، خودم دیدم چه بد نیزه به حلقوم تو افتاده حسین جانم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم حسین جانم... **** باد مخالف بود دور حرم پیچید چشمای نامحرم حال منو میدید دلگیرم از شمر و خولی که همدستن اصلاً خبر داری دست منو بستن؟ منو بردی اسیری و اسیری چه بلایی سرم آورده دلم خونه از اون بزمی که لبهای تو چوب خِیزرون خورده حسین جانم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم حسین جانم...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.