
متن مداحی
چقدر ترکِ مِی و باده و ساغر بکنم نیمه شب آمدهام تا که لبی تر بکنم (کثرت معصیتم را به رخ من نکشید)۲ آمدم چشمهی جان را پرِ کوثر بکنم (گریهام خنده ندارد، بگذارید فقط)۲ دل آلوده به این اشک، مطهر بکنم مثل آن ابر سفیدی که سیه شد ز گُنَه گریه بر حال خودم چند برابر بکنم (خانهی آرزویم ریخته، ویرانه شده)۲ آمدم گوشهی ویرانهی خود سر بکنم باغِ اعمال مرا آتش عصیان سوزاند باز بیچاره شدم کاش که باور بکنم (رو به هرکس که زدم روی مرا زد به زمین)۲ کاش میشد که فقط خواهشِ مادر بکنم (هر دری را که زدم بسته شد و خسته شدم)۲ کاش در بین نجف خستگیام در بکنم تشنهام، تشنهی دیدار اباعبدالله سوختم یاد لبِ تشنهی دلبر بکنم (تشنه بود آب برای پسرش خواست حسین)۲ گفت ناچار شدم رو سوی لشکر بکنم تیزیِ تیرِ سه پر بر جگرِ بابا خورد گفت با آه کفن در تن اصغر بکنم متحیر بروم سوی حرم یا نروم من چه توصیفی از این غنچه پرپر بکنم قبر او را بکنم پشت حرم یا نکنم مادرش را چه کنم، چارهی حنجر بکنم پدر گردنش کج، پسر گردنش کج چقدر این دو از هم خجالت کشیدند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.