
متن مداحی
(باده گردانم و چشم از تو نمیگردانم)۲ اشکِ مستانه به رخ میکشم و خندانم (مِیکده جای منه بی سر و پا هست هنوز آمدم با عجله باز ولی لنگانم)۳ نهر کوثر گذرش از در مِیخانهی ماست لب به این نهر زدم پاک تر از بارانم به پریشانی شبهای گداها سوگند با همین دست که خالی شده دست افشانم (سائلی سابقه دارم، تو عطایت دائم سالها هست که بر خانه کَرَم مهمانم)۲ سفره انداختهای با عسل و شیرِ بهشت بوی دستاس خود فاطمه دارد نانم رطب آماده، دل آماده، گدا آماده چشم در راهِ علی صاحب نخلستانم سیرم از دستِ همه، دست من انگورِ علیست من فقط لقمهی کرارِ تو را خواهانم زیرِ طوبای حیاطِ تو نشستم دم صبح میبرَد باد صبا تا وسطِ ایوانم بله گفتن به علی خیرِ دو دنیای من است تازه کامل تر از این میشود اطمینانم رقبت من به کسی نیست به حز ثارالله میل دارم به حسینش که چنین عطشانم مادری گفت بمیرم پسرم تشنه لب است از لبِ سنگ و سنان خوردهی تو گریانم سر پیری، سر پیراهن تو جنجال است هر بلایی که سرت آمده در جریانم همه رفتند به سوی حرمت مضطربی چه کنم باز خجالت نکشی حیرانم **** (به سیم و زر چه حاجت بوَد، ازینها فراتر داشت پر از خورشید بود آری نگاهی کیمیاگر داشت)۲ بزرگان عرب را یک به یک دیروز پس میزد ازین دوشیزه فکرِ خواستگاری از پیمبر داشت زمانی که همه خورشید را تکذیب میکردند خدیجه چشمهای مصطفی را خوب باور داشت میان قوم خود شأن و مقام او فراوان داشت ولیکن با پیامبر عزتی چندین برابر داشت نبی افلاک را میدید از غار حرا اما جهانِ مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت نماز اولش را با علی پشتِ پیامبر خواند شکوه این سه تن باهم هزار الله اکبر داشت کنارِ مرتضی دین خدارا حفظ میکرده که مالش نسبت همشیرگی با تیر حیدر داشت دو بازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند خدیجه چون علی را داشت در واقع برادر داشت لبالب بود از قرآن و آن روزی که مادر شد به جای طفل در آغوش خود، آیات کوثر داشت همینجا میشود بر پاکی دامانِ او پی برد (فقط این زن وجودی لایقِ زهرای اطهر داشت)۲ علی دامادِ او شد کاش بود آن روز را میدید که زهرا در نبودِ مادرِ خود دیدهای تر داشت (این غم کجا بَرَم که تو را مردها زدند)۲ خدیجه در مسیرِ دین شترها داد بیمنت زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت حسن روز جمل بی شک به یاد مادرش افتاد به یاد خاطراتی که مروری زجر آور داشت کمک میخواست پشتِ در، صدا زد خادم خود را فدای فضه اما فاطمه ای کاش مادر داشت **** (وقتی که گفت فضه خزینی علی نشست)۲ مشکل زنانه بود که حیدر رها گذاشت **** شکرِ خدا که تحت لوای خدیجهایم بعد از هزار سال گدای خدیجهایم مهرش نتیجهی دههی اولِ من است ما یک دهه تمام برای خدیجهایم ده شب فقط به خاطر او گریه میکنیم ما پیشوازِ روزِ عزای خدیجهایم اصلا به ما چه مردمِ دنیا پیِ چهاند ماها که در پِی نوههای خدیجهایم بی مهرِ او عبادت عالم قبول نیست ما با خدیجه عبد خدای خدیجهایم مهر خدیجه را به سر شانه میبرم (شکرِ خدا که مادرِ زهراست مادرم)۲ **** در لحظهی شکسته شدن پا شدن خوش است در خشکسال عاشق دریا شدن خوش است دلدادهها معامله با یار میکنند بهر رسول این همه تنها شدن خوش است قبل از غدیر گفت علی رهبرِ من است قبل از غدیر شیعهی مولا شدن خوش است دنبالِ مال نیست، اسیرِ نگارها بانوی ما به مادرِ زهرا شدن خوش است سختی بکش محله محله که عاقبت مادربزرگِ طایفهی ما شدن خوش است آنقدر سنگ خوردی و بال و پرت شکست ای مادرم سرم به فدایت سرت شکست **** بادِ صبا ببر به نجف روضهی مرا روضه بخوان که دخت علی در امان نبود ما رسممان شهادت و از خود گذشتن است اما دیگر اسیر شدن رسم ما نبود دیروز شش برادرِ کرار داشتم امروز دورِ خواهرِ تو جز سنان نبود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.