
متن مداحی
منتظرم ای شب برس رسیده جون بر لب برس از زندگی خسته شدم ای اَجل زینب برس هر لحظه دارم میکِشم من انتظار دیدنت دو ساله زندگیم شده ناله برای پیرهنت یه سایه و یه سایهبون دیگه ندارم احتیاج شبا رهام نمیکنه کابوس بازار و حراج تا یه صدای پا میاد فکر میکنم که حرملهست دلم پیش رقیه و اون پاهای پُر آبلهست حسین من حسین من... **** شدم مصیبت دیدهتر از غصه قد خمیدهتر صورت زینبو ببین از سیلی رنگ پریدهتر معجر کشیدن خیلیا زینبو دیدن خیلیا بدتر از اون بزم شراب بهم خندیدن خیلیا از کوچهها میشه گذشت از داغ بازار نمیشه از کبودی میشه گذشت از حرف گوشوار نمیشه تنور و نیزه مال تو صدقه و سنگ مال من میون اون نامَحرما راحت نبود خیال من حسین من حسین من... **** گیر کرده بغضی تو گلوم آب به لبات شده حروم آخ نیزه و سیلی و سنگ بگم برات من از کدوم؟ میگذره از اون ماجرا مَشک دریده یادمه هنوز میون قتلگاه سرِ بریده یادمه جلو چشای مادرت شمرو دیدم بدون باک گرفت موهاتو توی مشت گذاشت گونت رو روی خاک تو دست و پا میزدیو منم که پَرپَر میزدم برای علامت به حرم دستمو بر سر میزدم حسین من حسین من...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.