
متن مداحی
منصوره و راضیه و مرضیه و زهرا معصومه و نوریه و صدیقهی کبری حنانه و هانیه و ریحانهی کوثر انسیه و حوریه و انسیهی حورا اینها همگی فاطمه هستند ولی نیست محبوبیت فاطمه محدود به اینها مادر نه که بالاتر از اُمالحسنین است دختر نه که بالا تر از آن اُم ابیها فردوس بَرین باغ بهشت است به صورت فردوس بَرین خانهی زهراست به معنا پیچیده در آن عطر به و یاس گل سرخ بیرون زده از پنجرهاش شاخه طوبا روزی که بخندد همهی شهر بهاریست آن شب که بگرید همه عالم شب یلدا (سخت باشد خواب باشی درد بیدارت کنند) از روی لب مادرمان فاطمه چندیست لبخند فراری شده کاری بکن اسما صدای پای رفتن از در و دیوار میآید علی تابوت میسازد، تبسم میکند زهرا یا اُما... کاری بکن اسما که پریشان شده مادر درد از سر و پا و سکوت است سراسر این هیزم چیست که در آتش آن سوخت یک مرتبه هم مادر و هم دختر و همسر در سوخت ولی مانده به یادم که پیغمبر یک مرتبه بی اذن نشد وارد از این در من خواب بدی دیدهام اسما چه بگویم دور کمرش شال عزا بست پیغمبر از عطر به و یاس گل سرخ در این شهر خالیست مشام همه کافور بیاور **** امشب نشستهایم کنار پیغمبران بر دختر پیغمبرمان گریه میکنیم با این دو زمزمی که خداوند دادهاست بر آیههای کوثرمان گریه میکنیم (دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت)۲ حالا کنار باورمان گریه میکنیم وقت حساب روز قیامت که میرسد اول برای مادرمان گریه میکنیم خس و خاشاک آوردند دریا را بسوزانند حرامیها نفهمیدند آب آتش نمیگیرد زمانی کعبه را آتش زدند و همچنان قبلهاست اگر چادر بسوزد که حجاب آتش نمیگیرد تو که میسوختی محسن عجب آغوش گرمی داشت از این غم هیچکس مثل رباب آتش نمیگیرد علی در خانه بود و خانه میسوخت کبوتر در میان لانه میسوخت (یک نفر آمده در را به لگد میکوبد) بین دیوار و درم فضه بیا کشته گشته پسرم فضه بیا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.