
متن مداحی
منم با همه مردم شهر ناآشنا و غریب و غریبه تویی با همه بی کسانی که خستند هم آشنایی اگرچه خودم از تو دورم همیشه دلم تحت قبّهست دلیلش همین است چون که عزیزم تو پایین پایی میان پر قو بزرگت نمودند و سخت است حالا ببینند اهل حرم زیر دستان جراحِهایی زدند و بریدند و بر خاک و ماسه کشیدند و آخر تو با ریز ریز تن خود گرفتار در این بلایی عزیزم، عزیزم، عزیزم، عزیزم کجایی؟، کجایی؟، کجایی؟، کجایی؟ تو را دست تنها نمیشد به خیمه رسانم از این رو تو را با بنی هاشمیها رساندیم ما چندتایی ***** از زخم و زخم سر تا پا لبریزی از گردن اسب رو صحرا میریزی رو خاکا مث برگای پاییزی شدم برای بردن جسمت عبا لازم دلم خونِ دارن میارنت جوونای بنی هاشم شکستی مثل شیشه، عصای پیری من مث تن تو میشه، تن حصیری من
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.