
متن مداحی
دوباره یک عشق کهنه، یک ماجرای قدیمی یه آتیش پر حرارت، یک حس گرمو صمیمی یک قصهی آسمونی، که روای اون خدا بود خدا خودش اولین بار، شاهد اون ماجرا بود یه شب دیدم توی رویا، دارن فرشته ها برای نوکرا، پیرن سیا میدوزن دیدم که بعداز هزار سال، سرا رو نیزه هاست دلا تو خیمه هاست، هنوز دارن میسوزن دلتنگم باز دوباره، چشمام آروم نداره،۲ بی تابی میکنه تا، هرشب بارون بباره دنیای من حسینه، رویای من حسینه من بی تابه حسینم، آقای من حسینه یه یادگاری رو سینم، تازنده هستم باهامه مقدسه مثل بانو، اشکی که روگونه هامه دیگه به جز روضه این دل، با هیچی آروم نمیشه این تشنگی نا تمومه، بامن میمونه همیشه الحمدالله که امسال، نمردموبرات تو مجلسه عزات، دخیل گریه بستم الحمدالله هنوزم، برات می میرمو فدایی توام، هنوز به پات نشستم بی تو کارم تمومه، عشق تو آبرومه عادت کردم به دردت، بغضی که تو گلومه تشنه لب جون سپردی، چجوری آروم بگیرم به جای خودداری آقا، برا رقیت بمیرم برای اون مشک آبی، که توی صحرا رها شد لبای اون غنچهای که به روی دستت فدا شد قسم به لبهای خشکت، به جون اکبرت به جون اصغرت، قسم به چشم عباس به کربلا آرزومه، تموم دلخوشیم برای دیدنه، غروب صبح اونجاس ماه شب های تارم، از عشقت بی قرارم بازآقا قسمتم کن، رو خاکت سر بذارم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.