
متن مداحی
من آسمان ابری باران گرفته ام از چشم عمه غیرت طوفان گرفته ام از لحظه ای که سر روی نیزه گذاشتی زنجیر بسته راه بیابان گرفته ام من با وجود ضعف تنم در مسیر شام با خطبه های عمه مان جان گرفته ام بابا ببین حکایت دندانمان یکیست امشب برات روضه دندان گرفته ام ماهم ولی هلال قدم پر ستاره ام خورشید خون گرفته به دامان گرفته ام میدانم از تنور فقط نان میاورند حالا چطور از تو بوی نان گرفته ام طفل گرسنه با شکم سیر میزدند در شهر شام شام غریبان گرفته ام دیگر خرابه درد سرش گریه من است مرغ اسیر هم وطنش فرق میکند هم اینکه نوع پر زدنش فرق میکند شیرین زبان تو شده لکنت زبان پدر طرز تکلم و سخنش فرق میکند وقتی که بی هوا به کسی ضربه میزنند حتما کبودی بدنش فرق میکند خیلی مرا زدند ولی بین این همه این شمر لعنتی زدنش فرق میکند اتش رسید و موی سرم را به باد داد عاشق همیشه سوختنش فرق می کند ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.