
متن مداحی
من آن شمعم که آتش بس که آبم کرده، خاموشم همه کردند غیر از چند پروانه، فراموشم اگر بیمار شد کس، گل برایش میبرند و من به جای دسته گل، باشد سر بابا در آغوشم پس از قتل تو، از لب تشنه آب آزاد شد بر ما شرار آتش است این آب بر کامم: نمینوشم تو را در بوریا پوشند و جسم من کفن گردد به جان مادرت هرگز کفن بر تن نمیپوشم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.