
متن مداحی
من آن فرشتهام که به دنیا نشستهام حَورایم و به دامن تقوا نشستهام عطر ولایتم من و پیچیده در فضا نور محبتم که به دلها نشستهام من چشمهام جدا شد از کوثرِ بهشت طوبایم و به گُلشنِ طاها نشستهام من زینبم که مظهر صبر و شهامتم وز مَکرَمت به طارم اعلی نشستهام من دیدهام کلاس دبستانِ وحی را در پای درس خواجهی اَسراء نشستهام بابم علی چو نقطهی بِسمِ الله است و من چون کسره پای نقطهی آن با نشستهام نور علی و فاطمه در جان من دَمید چون در کنار حیدر و زهرا نشستهام ایمان آن دو را به وراثت گرفتهام ایثار آن دو را به تماشا نشستهام در چهار سالگی غمِ چهل سالهام رسید تا در فراق سیّد بَطحا نشستهام من دیدهام شهادت مادر به چشم خود در سوگ آن حبیبهی یکتا نشستهام داغِ حسن شرارهی غم زد به جان من در مرگِ آن امام به غوغا نشستهام از پای در نیامدم از هر بلا، ولی پیش سرِ حسین من از پا نشستهام برخاستم ز جای به هرجا که او بخواست و آنجا که او نشست، من آنجا نشستهام ***** دیدم غمت ای دلبر ای کاش نمیدیدم (مظلوم حسین جانم)۳ من آمده بودم تا دنبال تو تا گودال من آمدم و دیدم بالای سرت خنجر ای کاش نمیدیدم (مظلوم حسین جانم)۳ برخیز و ببین دعواست در بین سپه داران بهر سر آبآور ای کاش نمیدیدم (مظلوم حسین جانم)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.