
متن مداحی
من اختر پنج آفتابم در بحر کمال دُرّ نابم کودک نه که مرد انقلابم کرده ست حسین انتخابم در شام امید کربلایم قرآن شهید کربلایم *** از خون خدا پیام دارم یک کرببلا قیام دارم بین همه احترام دارم حکم از طرف امام دارم ویرانه حراست من رسولش شام است مدینه من بتولش *** ویرانه بهشت و من فرشته با طینت فاطمه سرشته جسمم به مسیر شام گشته قرآن به کعبه نی نوشته هر چند که دختر حسینم من زینب دیگر حسینم *** من باب مراد عالم استم در قدر و جلال مریم استم من فاطمه ی مجسم استم در ماه صفر محرم استم خیزد به دیار غربت من عطر شهدا ز تربت من *** یک بلبل دور از آشیانه خون دل و اشک و آه و دانه چون فاطمه بر تنش نشانه از بوسه ی گرم تازیانه بر شانه نشسته ضربت مشت بر چهره نشان پنج انگشت *** شب بود که آفتابم آمد آن شب که پدر به خوابم آمد از دیده گلاب نابم آمد لبخند زدم که بابم آمد سر بر روی سینه اش نهادم دوران فراق رفت یادم *** من بودم و چشم اشکبارم من بودم و قلب داغدارم من بودم و هجر روی یارم نه صبر، نه تاب، نه قرارم من ماندم و ناله ی جدایی صد پرده نوای بی نوایی *** بغض گلویم دوباره وا شد انگار که شام، نینوا شد یک لحظه خرابه کربلا شد مرگ آمد و حاجتم روا شد نومید شدم ز پا نشستم دادند سر پدر به دستم *** من بودم و اشک در دو دیده من بودم و قامت خمیده من بودم و حنجر بریده روح از قفس تنم پریده از خون جگر وضو گرفتم گل بوسه از آن گلو گرفتم *** گفتم پدر ای امید جانم با سر زده سر به آشیانم تقدیم تو اشک دیدگانم دنبال تو پر زند روانم بگذار که اصغر تو گردم قربانی دیگر تو گردم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.