
متن مداحی
من از تولد عاشقم وقتی حسن با عشق بعد از اذانش یا حسینی خواند در گوشم در چشم هایت ای عموجان کربلا دیدم وقتی گرفتی لحظه ی اول در آغوشم می دانم اکنون در دل پاکت چه غوغایی است قربانیت وقتی که میراث حسن باشد می دانم اذنم می دهی اشکت که پایان یافت خط حسن وقتی که در دستان من باشد بگذار من هم در صف دلدادگان باشم نام مرا هم در میان عاشقان بنویس بعد از علی اکبر گمانم نوبت من شد پیش جوان اسمی هم از این نوجوان بنویس از من عموجان درگذر فرقی نخواهد کرد حتی اگر از من بگیرد عمه شمشیرم بی تو نمی مانم خودت هم خوب می دانی فردا ببینم نیستی از غصه می میرم حال عجیبی شد میان ماندن و رفتن بین نگاه تو و قلب خود پریشانم جان دادنم را کاشکی می شد نبینی تو تا بیش از این آن قلب سوزان را نرنجانم نام تو را بردم زدم از خیمه ها بیرون از شوق حتی بند این نعلین وامانده بند گریبان مرا وا کن که این میدان این بار مست سینه چاکت را فراخوانده هم جوشنم شد هم توانم داد با عطرش شالی که روی شانه ام انداختی با عشق شمشیر در دستم چه حیدروار می چرخد از من چه مرد بی نظیری ساختی با عشق زیر سم این اسب ها کردم صبوری تا یک وقت ناراحت نگردد قلب محبوبم پاهایشان خیلی نخورده بر تنم محکم یک درد معمولی است باور کن عمو خوبم خوبم عمو اما امان از سینه ی مجروح
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.