
متن مداحی
از همون بچگیام نمک گیر خونه ات شدم حبل منو گرفتی و عاشق و دیوونه ات شدم همین که دنیا اومدم گریه کنان برای تو کام منو جلا دادن با خاک کربلای تو غریبم آقام آقام آقام آقا ضعیفم داداش اسیرم داداش مادرم تو رو به خدا بچمو کربلایی کن نذر حسین و بچه هاش قلبشو نینوایی کن تا می رسید محرمت غمگینو محزون می شدم لباس سیاه می پوشیدم یک سره مشعور می شدم تا میومد صدای طبل می فهمیدم محرمه دوباره وقت زاری و گریه و اشک و ماتمه دسته های سینه زنی با بوی اسفند و گلاب بچه ها سقا میشدن به یاد اصغر رُباب غریبم آقا... چی میشه این محرم و کنار صاحب الزمان برا تو مشکی بپوشم بر سر و بر سینه زنان کرب و بلایی شدنم نه کربلا رو دیدنه کرب و بلایی اونه که از همه جز تو بکنه تموم عشقم اینه که چشم سیاتو ببینم با چشمی خیس و تر ز اشک صحن و سراتو ببینم الهی که یه روز بیام کنار صاحب الزمان غرق به شور و همهمه را بندازی یه کارمو بریم به سمت کربلا کنار نهر علقمه آقا بخونه روضه و ما گریه کن باشیم همه غریبم آقام آقام آقام آقا... بر سر و سینه بزنین میون بین الحرمین بریم به طرف حرم ساقی لشکر حسین مهدی آل فاطمه مهربون و احساسیه همه میگن آقای ما خیلی دلش عباسیه غریبم آقام آقام آقام آقا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.