
متن مداحی
من ایستاده بودم، دیدم که در افتاد حسن ناله میزد، بابا، مادر افتاد تو افتاده بودی درم روی بازوت دیدم هرکی رد شد، لگد زد به پهلوت مادرم دلشکسته میخوابید میشد از درد خسته میخوابید با سرِ نیمه بسته میخوابید اکثراً هم نشسته میخوابید حالت بده، شریکِ زندگیم یعنی میشه، بازم مثل قدیم دردامونُ برای هم بگیم من از صدای لرزونِ حسن حالتُ میفهمم من از چشای گریونِ حسن حالتُ میفهمم من از موی پریشونِ حسین حالتُ میفهمم من از صدای بیجونِ حسین حالتُ میفهمم چند ماهه، موهای بچههات شونه نخورده چند ماهه، نفسِ تو به این خونه نخورده چند ماهه یادم نمیرود که همه داد میزدند طوری بزن که علی بیپسر شود بد زدنت، جلو چشای ... *** بشنو از حالِ وفای عالمین از علی بشنو صدای فاطمه چشم خود بر من تو ای زهرا مبند تشنهام من راه این دریا مبند در چنین عهدی که قحط آشناست آشنایی چون تو اوج کیمیاست در دلم تخمِ وفا انباشته در وفا ای باوفا گل کاشته هرچه شد بین در و دیوار شد هرچه شد از تیزی مسمار شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.