
متن مداحی
من، بار افتاده در خونت با دل زار، افتاده گذرم باز به دربار افتاده من، از راه مونده از رفیقایی که بردی جامونده دیگه از چشمای یار افتاده یهبختی دارم خواب خواب؛ ولی عاشقپیشهم یه اوضاعی دارم خراب؛ یهروزی خوب میشم تا اسمت میاد، سراپا آتیشم دیوونه میخواد سلسلهت؟ من من من من ای فدای اون حوصلهت! من من من من با اونهمه جاه و جلال، جان جان جان جان قربونی میخواد قافلهت؟ من من من من تو، بیاندازه مهربونی و در خونت بازه پره چشمای تو از حرف تازه تو، بیپیرایه گوش میدی با دلوجون به حرفای این گدایی که پیشت مشتش بازه چی شد که توو این غلغله، منو پیدا کردی که اینطوری آغوشتو، روی من وا کردی من تشنهرو، خود دریا کردی کی فکر غم نوکره؟ تو تو تو تو مهربونتر از مادره؟ تو تو تو تو کی نمونده پای قرار؟ من من من من کی منو حرم میبره؟ تو تو تو تو تو ای زلفآشفته! تا که چشم تو به خیمه میوفته توو چشات یهدنیا روضهس، ناگفته ای نیزهخورده! بگو کهنهپیرهنت رو کی برده؟ پیرهنی که فاطمه واسهت بافته غریبی که حتّی سنان، به اشکت میخنده نگاش میکنی امّا خون، چشاتو میبنده نمردیم برات؛ حسین جان! شرمنده گوش تو و حرفای شمر؛ وای وای وای وای رفته روو سینهت پای شمر؛ وای وای وای وای حیف تو و موهای تو، حیف حیف حیف حیف که باشه توو دستای شمر؛ وای وای وای وای
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.