
متن مداحی
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم چون سایه عَدَم بود سراپای وجودم تقدیر من این است که دربندِ حسینم دیدی که گشودی در و من پَر نگشودم ***** هیچ امیدی نباشد بر من و احوال من مستحق هیچ پروازی نباشد بال من کارهای من وصالت را به تاخیر افکند بوی هجران میدهد پروندهی اعمال من من دگر آن نوکرِ خوب و قدیمی نیستم این لباس نوکری گِریَد بر این احوال من بارها دستم گرفتی و نمکگیرت شدم بارها شد، جای من تو آمدی دنبال من بارها خوردم زمین از جا بلندم کردهای شکر این نعمت نباشد از زبانِ لالِ من یاد آن حال و هوایِ خلوتِ با تو بخیر با دعای خویش ده تغییر سوءِ حالِ من تا دَمِ آخر منم شرمندهی احسانِ تو من گنه کردم تو کردی گریه براحوال من ***** پیکرت تا جدا جدا میشد ذکر زینب خدا خدا میشد پیکرش را که پشت و رو کردند زخم های تازه داشت وا میشد کاش پیش از رسیدن زینب شمر از روی سینه پا میشد بلند شو از سینهی عشقم خنجرو بردار از گلوگاش خودت دلت نمیسوزه میبینی شمارش افتاده نفسهاش پشت به آسمون حسین و نخوابونش تموم بکن کارشو دیگه برنگردونش بیشتر از این به زیر آفتاب نسوزونش پنجه انداخت لای موهای تو و زینب دست به گیسو زد برای اینکه نریزن توی گودال به همه رو زد یک زن تنها این همه اوباش ابوفاضل بیا داداش به سمت خواهره هنوز چشماش ابوفاضل بیا داداش چشمِ حرامی با حرم رو به روشد بیا برگرد خیمه ای کَس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید ی فدای سرت ***** تو مثل جون عزیزی اگر که برنخیزی رقیه رو میبره عدو برا کنیزی خیمهها میشه غارت، زنا میرن اسارت میشه به خواهر تو، جلو چشا جسارت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.