
متن مداحی
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم چون سایه عدم بود سراپای وجودم تقدیر من این است که در بند حسینم دیدی که گشودی در و من پر نگشودم این پسر بهتر ز خوبان تمام عالم است هم خطاب مبرم است و هم کتاب محکم است این کلیم الله نه این خود کلام کبریاست این مسیحا نیست اما صد مسیحا را دم است او ولی الله فرزند ولی کبریاست این زمینی ماه یا خورشید اعظم است این پسر سر تا قدم جان است در چشم حسین یک بهشت روح و ریحان است در چشم حسین ابرویش تصویر بسمالله الرحمان الرحیم صورتش سی جزء قرآن است در چشم حسین هل اتی و عادیات و فجر و واللیل و نبأ قدر و شمس و نور و فرقان است در چشم حسین سنگها صورت او را عوضم بوسیدند تیرها سخت در آغوش علی چسبیدند نمک زندگی من پسرم بود ولی نمک زندگی ام را همه جا پاشیدند مجلس ختم گرفتم کنار بدنش عوض فاتحه خوانی همگی رقصیدند کار تشییع تو یک روز زمان خواهد بُرد همه از خیمه بیایید که من یک نفرم آنقدر بند ز بند بدنت وا شده است می توان در دل قنداق تو را برد حرم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.