
متن مداحی
سیدناالمظلوم سیدناالغریب سیدناالعطشان سیدناالعریان حسین حسین من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم ۲ چون سایه، عدم بود سراپای وجودم تقدیر من این است که در بند حسینم دیدی که گشودی در و من پرنگشودم؟ زندگی بی نمک روضهی تو شیرین نیست نمک شور تو بر کوه شکر نفروشم گریه آباد شدم، خانهات آباد حسین به دو صد دُرّ و گوهر، دیدهی تر نفروشم من دیدم آنچه را که دیدن سخت است دیدن چه بود؟ بلکه شنیدن سخت است مدینه از حسن هم یک نفر مظلومتر دارد همان خواهر که از حال دل خواهر خبر دارد فدای امکلثومی که فرمان از پدر دارد که جای خویش زینب را همیشه در نظر دارد برای یاری زهرا دو دم را مرتضی آورد علی میخواست تا زینب دوتا باشد تو را آورد چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی تمام عمر زیر سایهی تاج سرت باشی صدف باشی و بی انداره فکر گوهرت باشی خودت میخواستی تحتالشعاع خواهرت باشی نوشتی در کتاب فاطمیون خط به خط زینب قدم برداشتی گفتی فقط زینب فقط زینب قسم بر غربت تاریخ این ترفند، ممکن نیست دروغ محضشان کافیست! این پیوند ممکن نیست علی باشد به این وصلت رضایت مند، ممکن نیست به تیغ خشمگین مرتضی سوگند ممکن نیست فلانی را بگو شهر نبی دروازهای دارد نمیداند مگر که هرکسی اندازهای دارد؟ در این مکتب که حفظ شان کعبه میشود لازم تویی کعبه! به گرد تو جوانان بنیهاشم برادرزادههایت از ادب پیش تو چون خادم حجابت قامت اکبر، رکابت زانوی قاسم چونان عباس جانت از وفاداری لبالب بود که بعد از کربلا کارت علمداری زینب بود شنیدم ساربان نامهربانی کرده با سرها به روی ناقه خواهرها، به روی نی برادرها چهل منزل کشیدی خار از پای کبوترها چهل منزل شدی سنگ صبور داغ مادرها گمانم خوب فهمیدی پریشانی زینب را که بستی با سکینه زخم پیشانی زینب را بمیرم آنچه در شام نباید شد خودت دیدی که راه کاروان یک مرتبه سد شد همانجا بود که حال عروست مادرت بد شد نه! از دروازهی ساعات باید زودتر رد شد رباب آنجا که دائم آه حسرت میکشد اینجاست و جایی که ابوفاضل خجالت میکشد اینجاست حسین دختر فاطمه بازار! خدا رحم کند چادر پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطرهی بد داریم شود این حادثه تکرار خدا رحم کند مادر میان کوچهها یک بار اگر رفت دختر چهل منزل میان هر گذر رفت مادر میان چهل نفر افتاد اما دختر میان حلقهی صدها نفر رفت زیاده عالم و نیزه کمش کرد تن و نعلای تازه درهمش کرد بزرگ خاندان اهل بیت رو زیرانداز دهاتیها جمعش کرد نحرت کردن، اونا که نامردن بدون سر وقتی خاکت کردن نجاتش بدید قتلگاه که جای دیدن نیست خب آبش بدید این که رسم سر بردیدن نیست زود راحتش کنید رو تنش پا نذارید کمتر اذیتش کنید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.