
متن مداحی
من بوتهی یاس ولا، نور دو عینم زهرای دشت کربلا، بنت الحسینم گشته خرابه منزلم، از ظلم بیداد دارم ز هجران پدر، صد آه و فریاد مظلوم حسین جان... بابا چرا دیر آمدی؟ دیدار دختر دیر آمدی غارت شده خلخال و معجر بینی اگر دستان من بالا نیاید دشمن مرا هر دم به تازیانه میزد من سن و سالم کم ولی دردم فراوان خوابیدهام شبها گرسنه کنج ویران بابا شکسته استخوانم، درد دارم دست عدو سنگینه و طاقت ندارم مشت عدو تا بهر من بابا اثر کرد دیدم که دندان مرا بشکسته نامرد دندان شیریام جدا گشت از دهانم خون گشته جاری از دهان و از لبانم وقتی کشد دشمن، ز گوشم گوشواره شد لالهی گوشم پدر، زخمی و پاره در وقت رفتن بود، دست من به دیوار دنیا ندیده کودکی، اینگونه بیمار دور از دو چشم عمه، گویم در دل شب دشمن به چشم هرزهاش، زل زد به زینب هر کودک شامی به لبها، طعنه داره این دخترو بازی ندید، بابا نداره دردانهات بابا در اینجا، بی پناهه این پیکرم همچون لباس من سیاهه روزی به من گفتی رقیه جان، عزیزی اینک عدو خواهد برد، من را کنیزی دیگر مرو از پیش من، یک لحظه بابا گر میروی با خود ببر، این دخترت را ارباب من آمد دوباره، نوکر تو امشب بُوَد بانیِ مجلس، دختر تو جان رقیه کن نظر، بر حال زارم جز دوری کرببلا، دردی ندارم در این شب سوم، سه حاجت در دل ما شش گوشه و ایوون طلا و کهف العباس مظلوم حسین جان...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.