
متن مداحی
(من بچه این خانهام و بابا تو) 2 من نوکر لاابالیام و آقا تو گفتند چه داری تو را داد زدم هم آخرتم شدی هم دنیا تو دنبال تو و کار تو باشم امروز دنبال من کار منی فردا تو دیدی که بیمحلیات حساسم بدجور گرفتی از دل من آتو بایدم ناز کنی تو ابوالفضل داری بایدم ناز کنی تو یه دختر داری بایدم ناز کنی تو یه شش ماهه داری جا ماندهام و جواب این دل با من جا ماندهام و جواب مردم با تو السلام علیک یا ابا عبدالله خون از همه کربلا میآمد وقتی که شدی مُقَطعُ الاَعضا تو ای غریبم حسین هر قدمی قافله نزدیک میشد صدای گریه زینب بلندتر میشد از ابتدای راه دائم بیقرارم حق دارم آخر مادرم، دلشوره دارم گرما کشیدن روزها بسیار سخت است با شیرخواره در بیابان کار سخت است هر وقت با عِزّت به مَحمِل مینشینم هی ذکر میگویم بلا دیگر نبینم اصلا بلا باشد، علیاکبر که داری وقت خطرها، ساقیِ لشکر که داری چشم غریب تو سوی محمل میافتد کارش به شمشیر ابوفاضل میافتد زینب دلش لبریز از حسِ غرور است در کاروان هر چیز میخواهیم جور است پوشیه کافی، چادر و معجر فراوان در دست و گوش بچهها زیور فراوان مثل فرشته بچهها آرام خوابند از لطف سقا مشکها لبریز آبند داداش شُکرِ خدا خورشید هم ما را ندیده آقا خودش سایه سر ماها کشیده حسین جان کرب و بلا یعنی غم از غم ترس دارم از معنی این سرزمین هم ترس دارم میترسم از سر نیزهها از طبلهاشان میترسم از خارِ مغیلان بیابان میترسم این معصومهها تنها بمانند یک یک به زیر سُمِّ مرکبها بمانند میترسم از ذبحی که با تکبیر باشد طفلم به جای شیر سهمش تیر باشد ای وای از ذبحی که خنجر کُند باشد سهم منِ زینب حرفهای تُند باشد ای وای از آن روزی که یک لشکر بخندد نامحرمان دستانِ زینب را ببندند ای وای رباب حرمله در انتظار کیست دلم هواتو کرده بِبَر به کربلا حسین یاد چشات منو بخر اگه حرم نبینم جون رقیه جون سکینه داداش بلند شو بریم مدینه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.