
متن مداحی
من خیلی چشم به رات بودم دیر اومدی بابا چرا حالا که من شدم پیر اومدی بابا دیر اومدی بابا من دیگه اون سه ساله که دیده بودی نیستم ببخش اگه نمیشه دیگه رو پام بایستم سه ساله که بابا جون آخه اسیر نمیشه سه ساله که بابا جون یه روزه پیر نمیشه بدون که راه نمیرم تو این یکی دو روزه خیلی پاهام بابایی از آبله میسوزه شونه ندارم برای موی پریشونت الهی قربونت بزار با دستام پاک کنم لب پر از خونت الهی قربونت عمه نذاشت و گرنه خواستم فدا پدر شم دلم میخواست توی تشت برا سرت سپر شم بزم شراب بابا جون خیالشم عذابه آستینِ پاره حالا برای من حجابه بزار بگم که دشمنت خدایی بی دینه آخه چشام نمیبینه بزار بگم که دستشون چقدری سنگینه چشام نمیبینه یه بار دو بار هزار بار دیدم با این چشم تار با دیدن من افتاد از نی سر علمدار میون کوچه ها بود یکی کشید مو هامو یکی به زور تو بازار دزدید النگوهامو
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.