
متن مداحی
(من دخترم کسی باور نداره) ۲ بازارشون مگه معجر نداره زجر و مطمئنم دختر نداره اون آقاعه منو زد گفت بی پناهه منو زد از روی نیزه ببینش، لباس سیاهه منو زد موهامو بابا میکشید، به هر بهونه منو زد با حرفای زشت منو کشت، با تازیونه منو زد به اون اقاعه گفتم، من به بابام میگم منو زدی یه خیلی گریه کردم، اما بازم پیشم نیومدی وای سرم درد میکنه.. بند اومده دیگه بابا زبونم هی بچهها با دست دادن نشونم میخوام یه کم برات قصه بخونم نه، روضه بخونم روضه بخونم با یه لبخند منو زد یک هیز و یک مرد منو زد دزد کمربند تو بود، با اون کمربند منو زد گفتم عموم میکشتت خندید و هرچند منو زد گوشواره میخواست خب میگفت گوشوارمو کند، منو زد مگه زشت نیست بابا، اینکه یتیمارو مسخره کنند یه جوری میزدن انگار میخوان کارو یکسره کنند وای سرم درد میکنه.. حق دارم اگه هی چشمام بباره اون خانومو نگاه گهواره داره اون دخترو ببین گوشواره داره تو خرابه منو زد، با اون طنابه منو زد یکی بهش گفت که بسه، تا که دید ربابه؛ منو زد پرسیدم اقا واسه چی، گفت که ثوابه منو زد پرسیدم اخه جای ما بزم شرابه؟! منو زد اگه زندم تا حالا بابا از لطف عمه زینبه بمیرم اومدی، اما موهامو چه نامرتبه وای سرم درد میکنه.. من دیگه اون رقیهای که واسه تو ناز بکنه؛ نمیشم اونیکه با نوازش تو چشاشو باز بکنه؛ نمیشم من دیگه اون رقیه که بخوابه روی پر قو؛ نمیشم اونکه بلند حرف نمیزد، حتی یه بار باهاش عمو؛ نمیشم بابا!! قدیم کجا! الان کجا! عمو کجا! سنان کجا! من دیگه اون رقیهی روز و شبای مدینه؛ نمیشم اونیکه هیچکی حق نداشت سایهشو حتی ببینه؛ نمیشم من دیگه اون رقیهی گذشته با موی بلند؛ نمیشم اونیکه لکنت زبون نداشته وقت حرف زدن؛ نمیشم بابا شبیه تو منم یه دست شبیه دندونامو زد و شکست من دیگه اون رقیه که مرگشو از خدا نخواد، نمیشم اونیکه توی این سه سال به عمه زحمت نمیداد، نمیشم من دیگه اون رقیهی نرفته بود بازار شام؛ نمیشم من دیگه اون دختری که ندیده بود بزم حرام، نمیشم بابا بازم میخوای بری سفر؟ خسته شدم منم ببر من دیگه اون رقیه که مرگشو از خدا نخواد نمیشم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.