
متن مداحی
من دختری بابایی ام از درد و غم دریایی ام از بس که سیلی خورده ام زهرایی ام، زهرایی ام بابا حسین بابا حسین 4 بابا در آغوشم بگیر سر بر سر دوشم بگیر خون لخته از گوشم بگیر بابا حسین بابا حسین 4 در فکر گیسویم مباش مبهوت بازویم مباش شرمنده ی رویم مباش بابا حسین بابا حسین 4 ای عمه ی خونین جگر بابم نیامد از سفر اشکم روان شد از بصر بابا حسین بابا حسین 4
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.