
متن مداحی
من در به درم، در به دری چیز کمی نیست آقا غیر از غم دوریت مرا هیچ غمی نیست گفت من همانم که رو به پاییزم سرد و بارانیم، غم انگیزم از در اومدم تو هرکی هستم برا خودمم منسبم هرچه هست ارزانیم خانوم جان در عزای تو چای میریزم پدرم خادم عزای شماست مادرم نیز خاک پای شماست، خانوم نگاه کردم نسل در نسل هرکه را دیدم تا پدر جد من گدای شماست من در به درم، در به دری چیز کمی نیست غیر از غم دوریت مرا هیچ غمی نیست با گریه به سمت تو دویدم نرسیدم آدم به همین گریه برایت شده آدم گفتند که آدم همه جز آه و دمی نیست من گریه برای تو نکردم که بیارزد این اشک چه اشکی است که پشتش حرمی نیست کردم بساط بار گناهان و آه را این جنس مانده را تو بخر با کسی نگو آقا من داد میزنم که تورا دوست دارمت حسین دوست دارم آقا من داد میزنم که تورا دوست دارمت اما آقا از من بدت میآید اگر با کسی نگو دیشب به شوق بوسه رسیدم به خانهات آقا از گریههای من دم در با کسی نگو من زار میزنم که مرا کربلا ببر آقا اشک مرا ببین و نبر، با کسی نگو ***** تو فقط یه امشبو پیشم بمون تا خود صبح بوسه بارونت کنم بابا من خودم گرسنمه به جون تو نون و خرما هم رسید لب نزدم بابا کاسهی آبو گرفت به زور جلوم حتی موهامو کشید لب نزدم نگفتم میاد، بابا با موهای سپید اومد عمه نگفتم میاد، تا از نیزه اشکامو دید اومد عمه پاشو، نگفتم میاد به مردم بگید اومد عمه نگفتم میاد، تا از نی صدامو شنید اومد نگفتم میاد، بابام تا صدامو شنید اومد خداروشکر اومدی بابا، نگفتم میاد ببین برا من عروسک خرید اومد نگفتم میاد، به مردم بگید اومد بغل میکنم من سرش رو آخه بعد چند وقت دیده دخترش رو میبوسم موی پر ز خاکسترش رو چشای تَرِش رو، به یادم میارم صداشو دلم تنگ شده واسه خندههاشو بمیرم شکونده یکی دندوناشو میمیرم براشو بابا یه نگاه به من بنداز این چهرهی افروخته اصلاً نمیآید به من این روسری سوخته اصلاً نمیآید به من شد پاره این پیراهنم، از کشیدن از تنم عمه به زحمت دوخته، اصلاً نمیآید به من بابا مویت که شد خاکستری، اصلاً نمیآید به تو بابا در بین تشتی بستری، اصلاً نمیآید به تو بابا انگشترت را دست آن نامرد دیدم نامرد این انگشتری اصلاً نمیآید به تو این واسه بابای منه مویم که شد شکل پسر، اصلاً نمیآید به من بابا تا زجر موهامو کشید ریخت لبخند بی دندان پدر اصلاً نمیآید به من از آتش خیمه ببین موی سرم هم سوخته دیگر پدر سنجاق سر، اصلاً نمیآید به من با خنده گفت این گریهها اصلاً نمیآید به تو چادر نماز نخ نما، اصلاً نمیآید به تو موی من از خون سرخ شد با خنده هایش دختری میگفت با طعنه حنا اصلاً نمیآید به تو شد زیر چشمانم سیاه اصلاً نمیآید به من خوردم زمین در بین راه، اصلاً نمیآید به من از بس که شد عمه سپر، شرمندهام از او پدر بردم به مرکبها پناه، اصلاً نمیآید به من گفتم به شمر آقا شدن اصلاً نمیآید به تو تا قطرهای دریا شدن اصلاً نمیآید به تو بعد از عمو با مشک او با خنده آب آورد و من گفتم به او، سقا شدن اصلاً نمیآید به تو ***** خوش آمدی عزیزدل غم کشیدهام پایت کجاست تا بگذاری به دیدهام، بابا گریه به حال و روز سیاهم نکن پدر آشفتهام عجیب نگاهم نکن پدر آرام باش، حال مرا بدترش نکن هرچه شنیدهای ز کسی باورش نکن بعد از تو روزگار من و عمه خوب بود یادت که هست دم دمای غروب بود پوشیههای اهل حرم را کسی نبرد چادر نماز قیمتیم را کسی نبرد اصلاً که گفته زجر مرا زجر داده است باور نکن که حرف بقیه زیاده است زجر آنقدر هوای مرا بین دشت داشت آرام آمد و به روی ناقهام گذاشت حرف قشنگ به من معصومه کم نزد من گم شدم ولی به سرم داد هم نزد زد ابرویم شکست، حواسش به من نبود اهل شراب و دختر بیکَس زدن نبود لاغر شدم به خاطر روزه گرفتن است خون مردگی چشم من از گریه کردن است شکر خدا که چشم بد از ما به دور بود وقتش شده ز شام بگویم ولی چه سود خیلی خلاصه جان دلم شام بد نبود بابا توی بازار، کف پام خار یکی موهامو گرفت از جا بلند کرد حرف بد زد، با لگد زد شرح لب چاک چاک مارا بگذار برای وقت دیگر زیرا که شب وصال زشت است احوال کسی شود مکدر بابا صدبار تورا بغل بگیرم یک بار مرا بگیر در بر من فرش نداشتم ببخشید بگذاشتمت به روی معجر این عمه چقدر مادری کرد پس عمه نبود، بود مادر ما هر دو خلاصه سنگ خوردیم من حداقل تو حداکثر تا صبح فقط نگام کردی دیدی بغلم نکردی آخر بابا بابا چهار ناخن سالم، سه تار موی بلند همه خوشگلی دخترا به موهای بلنده بشینه رو زانوی بابا که موهاشو ببنده کبوده زیر چشمات، خجالتم میاد نوری نداره چشمات میزنی بزن، بزن، بزن، اما حرف بد نزن سیلی میزنی، بزن، بزن، اما با لگد نزن گوشوارهام رو نکش، من خودم بهت میدم فقط عمو عباس نبینه، هرچی میخوای بزن من اگه حرف زدم، فقط عمو عباس نبینه بابا چهار ناخن سالم، سه تار موی بلند دو تکه معجر و یک پاره پیروهن دارم زجر میگفت که من از زدنت خسته شدم دختر خارجی آخر چقدر جان داری
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.