
متن مداحی
من روضهخوان غربت آقای عالم بیتاب سربریده ماه محرمم (با گریه هر غروب من از حال میروم)2 با هر فراز ناحیه گودال میروم صبح وغروب ندبه کنان گریه میکنم این روضه را به مادرمان هدیه میکنم (بر نیزه تکیه داد ز جایش بلند شد گودال جا نبود صدایش بلند شد)2 زنده ام به کجا حمله میکنید نامردها به خیمه چرا حمله میکنید کار من را تمام نکرده کجا سنان اینجا کنار لشگری از گرگ ها بمان دیدم خودم به چشم ترم وای وای وای بیرون زدن اهل حرم وای وای وای جد مرا محاصره کردن یک سپاه دیدم چگونه عمه من میکند نگاه (هرکس رسید نیزه خود را شکست و رفت)2 یک استخوان ز سینه آقا شکست و رفت یک عده بر تمام تنش سنگ میزدن یک عده بر لباس تنش چنگ میزدن در آن میان حرمت آیینه ها شکست وقتی که شمر آمد و.... این جا به بعد گریه من رنگ خون شود گیسو به دست شمر ز مقتل برون شود این جا به بعد زخم دل ما نمک زدن باور کنید عمه ما را کتک زدن (راه فرار راه فرار از حرم آن روز بسته شد)2 با چوب نیزه پهلوی زینب شکسته شد آن شب زنان سوخته یاور نداشتند آن شب بنات فاطمه معجر نداشتن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.