
متن مداحی
من زینب صبور تو هستم ولی حسین هنگام قتلِ صبرِ تو صبرم تمام شد تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن گیرم ای شاه کسی نیست، خودم نوکر تو من خودم یکتنه از کربوبلا میبَرمت چه کسی گفته که پاشیده شده لشکر تو بِده پیراهن خود را که خودم پاره کنم نمیارزد سر این کهنه شده پیکر تو سعیام این است ببینم بدنت را، اما چه کنم شمر نشسته جلوی خواهر تو
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.