
متن مداحی
من زینبم همان فاتحی در کوفه بر سر اشقیا وقتی تشر زدم اُسکُتوا شد زنگ ناقهها بیصدا منم زینب، اخت القمرم رسالت دارم از پدرم بترس از آن روزی که یزید ببندم چادر بر کمرم با یک یا علی، با صوت جلی آنچه شأن تو باشه خطابت کردم اربابت منم با اینکه زنم خطبه خواندم و خانهخرابت کردم سیّدتی یا زینب... *** من از طفولیت، عالِمی در بیت اعظمِ حیدرم ای از ضعیفه کمتر، بدان من دخت بهترین مادرم منم زینبم فخر عربم چه میدانی تو از نسبم چه بد میلرزی ابن لعین بترس از طوفان غضبم در کربوبلا، ای خصم خدا من زیباییِ خونِ خدا را دیدم در این قافله، بین هلهله من در هیبت خود مرتضی را دیدم سیّدتی یا زینب...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.