
متن مداحی
من غریبیِ شاه را دیدم سَرور بیسپاه را دیدم به لبش آه آه را دیدم گودیِ قتلگاه را دیدم عرش را دیدهام به خاک افتاد به روی خاک، چاک چاک افتاد دیدهام شمر خنجر آورده دشنه را روی حنجر آورده نالهی عرش را در آورده چکمه را روی پیکر آورده ای اجَل، نوبت اسارت شد خیمه بعد از حسین غارت شد به زنان حرم جسارت شد آه از شام و آنهمه آزار از گذار یهودِ بیمقدار تنه میخوردم از در و دیوار بنتِ زهرا و مجلس اغیار مست بودند و تاب میخوردند دورِ زینب شراب میخوردند ***** کس ندیده در عالَم اینچنین گرفتاری شَه روَد به میدان و زن کند ...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.