
متن مداحی
من فقط یه نوکر سادهم واسهی هر کاری آمادهم این مقام نوکری کردن قبل من کارِ بزرگا بود که به من رسید از اجدادم بگن فرش حسینیه رو جارو کن، میگم باشه بگن هر هنری که بلدی رو کن، میگم باشه بگن بشین و کفشها رو مرتب کن، میگم باشه بگن سینهزنی برای زینب کن، میگم باشه آره نوکر اگه بشه خسته علمت رو زمین نمیذاره گره هم بندازن توی کارم خانم اُمُّالبنین نمیذاره حسین ای جانم... نکنه بگی که بد هستی یا توی نوکری رد هستی من نیومدم برا حاجت نوکری من برام مزد نیست تو خودت کار رو بلد هستی بگن قبل همه چراغ رو روشن کن، میگم باشه بگن بیا لباس خادمی تن کن میگم، باشه بگن گریه کنِ رقیه خاتون باش، میگم باشه بگن تا آخر روضه تو بیرون باش، میگم باشه آره نوکر تو این دَم و دستگاه نباید که اسیر بازی شه همه کار میکنم برا روضه تا که از من رقیه راضی شه *** نوکرِ پدرِ تو پدرِ من یا اباعبدالله کنیزِ مادر تو مادرِ من یا اباعبدالله منم و غم عشق کربلا یا اباعبدالله نفسم نمیاد بالا آقا، یا اباعبدالله کربلا کربلا شده دعای مادر من کربلایی شه پسر من پیش دو چشمای ترِ من کربلا کربلا آرزومه مسافرت شم پرستوی مهاجرت شم یک شب جمعه زائرت شم مادرم پیرهن مشکی تن کرد، یادته آقا جون آشنا شده بودم با غم و درد، یادته آقا جون بچه بودم و ما منبر روضه، یادته آقا جون میزدم سینه تا آخر روضه، یادته آقا جون هیچوقت واسه نوکر محرمت تموم نمیشه ما عزادارتیم همیشه بیتو دلم آروم نمیشه دلبر دلبر دلبر به پای تو میدم سرم رو آقا پدر و مادرم رو تا که بگم دوست دارم رو
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.