
متن مداحی
من قاسمم شیر لشکر شکارم با دست خالی خود ذوالفقارم ترسی من از خیل دشمن ندارم إنی أنا القاسم چیزی کم از کوه آهن ندارم هیچ احتیاجی به جوشن ندارم حتی حریفی تو دشمن ندارم إنی أنا القاسم بدون زره ولی چون طوفان دشمن از ترس تو شد سرگشته تو چه کردهای که کل لشکر میگن انگاری حسن برگشته جانم به قاسم چقدر سرفرازِ مِیمَن به میسر توی لشکر میتازه میلرزه ازرق به خودش تا میبینه ریخته تو لشکر سر و دست و جنازه قاسم حسن، یا خود حیدری تو دشمن کم آورده چون محشری تو الحق نوهی یل خیبری تو باشوا دولانوم دورت بگردم من شاگرد عباس نام آوری تو همرکاب علیِ اکبری تو بین یلان از همه سرتری تو باشوا دولانوم، دورت بگردم من رجزت شبیه رعد و برقه توی میدون چه طنین اندازه گوشهی چشم تو یابن الحیدر سر زد از عدو چه بی اندازه دشمن حقیره پیش بازوی قاسم عالم اسیر رخ دلجوی قاسم دشمن فراری شده از هیبت تو تیغ برندهست خم ابروی قاسم «یا قاسم مدد»
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.