
متن مداحی
من مست میعشقم هوشیار نخواهم شد وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم با چشم تو میگویم من مست چنین خواهم من تاج نمیخواهم من تخت نمیخواهم در خدمتت افتاده روی زمین خواهم از مسجد و میخانه تا کعبه و بتخانه مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه امشب در میخانه حق است که کوبیدن لعل لب ساقی را حیف است نبوسیدن گر مستم و هوشیارم گر خوابم و بیدارم کار همه شب این است برگرد تو گردیدن ای شیر نجف حیدر وی شاه شعف حیدر خوب است ز دست تو یک بادهای نوشیدن هرکس گرهای دارد رو به این حرم آرد تا کسی نپندارد ما بیکس و بییارم ما سائل این کوییم سرسپردهی اوییم جز به درگه ایشان سر فرو نمیآریم ما گدای سلطانیم مور این سلیمانیم عمریست بر این درگه ما همه نمک خواریم ریزه خواره این خوانیم مور این سلیمانیم نوکران درباریم ما ابالحسن داریم ای بِضعه پیغمبر یا فاطمه الزهرا ای دخت پدر پرور یا فاطمه الزهرا هم قدری و هم کوثر یا فاطمه الزهرا حورای خدا منظر یا فاطمه الزهرا زهرای نبی مظهر یا فاطمه الزهرا توحید ز پا تا سر یا فاطمه الزهرا ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بیتو به جان آمد وقت است که بازآیی چون یار من او باشد بییار نخواهم ماند چون غمخورم او باشد غمخوار نخواهم شد تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم چون غمخورم او باشد غمخوار نخواهم شد Mohjat.net
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.