
متن مداحی
من میخوام به پات تمنا بیارم اشکم و برا مداوا بیارم پیش دست تو خجالت می کشم تو خونه دستم و بالا میارم من میخوام مثل بهار گریه کنم بشینم با ذوالفقار گریه کنم تو دلت پره منم دلم پره پس کمی بخواب بذار گریه کنم اومدن توی خونم قدم زدن توی کوچه بچه هام و هم زدن شبا دیگه دور هم جمع نمی شیم بد جوری زندگیم و بهم زدن چه جوری من پرم و بلند کنم از زمین همسرم و بلند کنم توی کوچه زدنت روم نمیشه پیش مردم سرم و بلند کنم فاطمه حرف جدایی کم بزن خودت این وضعیت و بهم بزن بچه ها دارن تموشا می کنن هر طوری شده پاشو قدم بزن چه روزای خوبی بود یادش بخیر همه چی گذشت چه زود یادش بخیر سه ماهه صورت من رو ندیدی صورتم نبود کبود یادش بخیر
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.